تبلیغات
سرگرمی و مطالب خواندنی .عکس های جالب و طنز - جك و لطیفه
 جك و لطیفه ...

شباهت ...


... کولر و قورمه‏سبزی در این است که بابا‏هاهیچ کدام را‏ نمی‏توانند درست کنند!

... زندگی و ریاضی در این است که هر دو سختند!

... یک اسکناس با یک کیلو زردآلو در این است که هر دو در یک ثانیه غیب می‏شوند!

... ماهی و امیرکبیر در آن است که هر دو سرشان می‏رود به زیر آب!

... دندان پسر همسایه و طلا این است که هر دو زرد است!

______________________________

فریدولین از جشن تولد دوستش به خانه برگشت.

مادرش پرسید: دختر مؤدبی بودی؟

فریدولین: البته مادر!

مادر: مرتب نمیرفتی شیرینی برداری؟

فریدولین گفت: نه همان اول که وارد شدمپنج تا برداشتم

__________________

در ادامه ....


پز!


پسری صد یورو در خیابان پیدا کرده بود. به خانه که آمد مادرش از او پرسید: آیا به اداره‏ی اشیای گمشده اطلاع دادی؟


پسرک گفت: نه چون این خیلی خوب نیست کهآدم بخواهد پز شریف بودنش را بدهد!


 


فراموشی


آلبرت از رالف پرسید: مامانت چطوری فهمید که دستهایت را نشستی؟


رالف گفت: هیچی فراموش کرده بودم صابون را خیس کنم!


 


دلیل


پسرک روی زمین نشسته بود و ناله می‏کرد. مادرش با دلسوزی پرسید: چی شده؟


پسرک خوردم زمین و زانویم زخمی شد.


مادر:کی این طوری شد؟


پسرک: نیم ساعت پیش.


مادر: پس چرا تازه الآن ناله و زاری می‏کنی؟


پسرک: آخه نمی‏دانستم تو در خانه‏ای!


 


درک مزه


خواهر هانس برایش کتلت درست کرد و از او پرسید: مزه آنها چطوره؟


هانس گفت: مزخرفه!


خواهرش گفت: پس تو اصلا مزه‏ی خوب را درک نمی‏کنی. در کتاب آشپزی نوشته شده بود مزه‏ی آنها عالیه!


 


صاحب اصلی


کارل و گستاو از کنار آقای بلومر می گذشتند. آآقای بلومر از آن طرف نرده به آنها یک توپ نشان داد و پرسید: این توپ مال شماست؟


کارل پرسید: چطور؟ مگه به شما خسارت زده؟


آقای بلومر گفت: نه.


کارل: پس مال ماست!

جک های ترکی :
ترکه تو مسابقه بیست سوالی شرکت میکنه، قبل از مسابقه بهش میگن: ببین جواب ژاندارمریه ولی همون اول نگی که ضایع بشه، یه چند تا سوال اولش بکن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع میشه، ترکه میپرسه: جانداره؟ مجریه میگه: نه. ترکه میگه: مِریه؟ میگه: نه. ترکه میگه: جاندارمریه؟!!

 

ترکه رو داشتن میبردن اتاق عمل، ازش میپرسن: همراه داری؟ میگه: آره، خاموشش کردم!!!

 

به ترکه میگن با رضا جمله بساز، میگه: من و حسن و حسین رفتیم پارک. میگن: پس رضاش کو؟ میگه: آخه رضا کارداشت، نیومد!!!

 

به ترکه میگن اگه همه دنیا رو بهت بدن چی کار میکنی؟‌ میگه: میفروشم میرم خارج!!!

 

ترکه میره کله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟
ترکه میگه: نه آقا! حداقل صبر کن من برم قایم شم!!

 

ترکه میره راهپیمایی، می‌بینه شلوغه برمیگرده!!!

 

 

ترکه با رشتیه دعواش می شه.یه چک می خوابونه زیر گوشش!
رشتیه هم غیرتی می شه و می گه:(( یا پنج تن )).بعد ترکه رو بلند می کنه و می کوبه زمین!
ترکه پا می شه و می گه:
((( این خیلی نا مردیه! ۶ نفر به یه نفر!!! )))

 

 

 


 


نوشته شده توسط مانی در چهارشنبه 1389/02/15 و ساعت 07:59 بعد از ظهر
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ بوی ماه مهر
+ هدیه
+ .
+ تبریك
+ تبریک سال 90
+ عجایب اهرام ثلاثه مصر
+ شعر های جاده نشین
+ اسفند آخرین ماه سال
+ تبریک
+ کابوس

صفحات :