تبلیغات
سرگرمی و مطالب خواندنی .عکس های جالب و طنز - لطیفه ها
 لطیفه ها ...

یه معتاد 2 تا سیگار تو دهنش گرفته بود داشت میكشید ازش میپرسن چرا 2 تا سیگار میكشی میگه یكی واسه خودم یكی هم از طرف دوستم كه زندونه بعد از یه مدتی میبینن همون معتاد یه دونه سیگار میكشه بهش میگن حتمادوستت از زندان ازاد شده میگه نه خودم ترك كردم

 

در ادامه ....

 

دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. یكی از آنها گفت: بیا شیر یا خط بیندازیم. اگر شیر شد میریم دوچرخه سواری، اگر خط شد میریم ماهواره نگاه می‌كنیم و اگر سكه روی لبه‌اش ایستاد میریم درس می‌خونیم!
--------------------------------------------------------------------------------
تركه باباش میمیره میخواسته خاكش كنه جو میگیرتش باراندازش میكنه.
--------------------------------------------------------------------------------
پلیس ماشین مسافر كشی را كه با سرعت در خیابان میراند ، متوقف كرد و گفت : هشت تا مسافر داری و با این سرعت هم میرانی راننده با عجله گفت : آخه اگه تندتر نرم ، اون سه نفری كه توی صندوق عقبند خفه میشند .
--------------------------------------------------------------------------------
تركه زنگ میزنه 118 میگه یه 110 بفرستین بقیه اش رو هم آدامس بدین .
--------------------------------------------------------------------------------
تركه خالی میبنده كه 10 بار رفته چین دوستاش بهش میگن یه خیابون تو چبن اسم ببر میگه شهید بروسلی.
--------------------------------------------------------------------------------
تركه میره پیك نیك زنش میگه بشینم زیر اون درخت خوبه.تركه میگه نه همین وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش میگه اینجا ماشین میزنه خلاصه بعد از كلی جر و بحث میندازن وسط جاده.بعد میبینن یه كامیون داره میاد طرفشون هر چی بوق میزنه اونا از جاشون تكان نمیخورن كامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو درخت.تركه به زنش میگه اگه زیر درخت بودیم الان مرده بودیم
--------------------------------------------------------------------------------
 
تركه داشته تو مراسم عذاداری زاز زار گریه میكرده بهش میگن تو جزو كدوم خانوادهای میگه من جزو سایر بستگانم.
--------------------------------------------------------------------------------
تركه:آقا این همسایه مون ساعت 2 نصفه شب هی با مشت میكوبید به دیوار خونمون! دوستش:عجب آدم های مردم آزاری پیدا میشن.حتماً نذاشتن بخوابی؟ تركه:نه,خوشبختانه خواب نبودم,داشتم شیپور تمرین می كردم

----------------------------
لره میره سوپر ماركت میگه یه مایع ظرفشویی خوب بدین ..... صاحب مغازه میگه : گلی خوبه؟ لره میگه: مرسی سلام میرسونه
------------------------------------------
دختره به دوستش زنگ میزنه میگه,یه پسره دنبالم راه افتاده,چیكار كنم؟ دوستش میگه خوب تندتر راه برو!! دختره میگه من دارم تند میرم ولی اون خاكتوسر خیلی یواش راه میره
---------------------------------------
آرنولد میره آبادان، همون شب اول آبادانیه تو خیابون بهش گیر میده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خیابون دیدی بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس میكنه، تا آخر آرنولد قبول میكنه. فرداش آبادانیه داشته با دو سه تا از رفیقاش تو خیابون ‌چرخ میزده، یهو ارنولد میاد میگه: سلام عبود! آبادانیه میگه: اَاه‌ه‌ ... باز این سیریش اومد!
----------------------------
پسره به دختره میگه : چقدر امشب خوش بگذره ، سه تا بلیط سینما گرفتم ! دختره میگه : چرا سه تا ؟ من و تو که 2 نفر بیشتر نیستیم ؟ پسره میگه : نه ، سه تا بلیط گرفتم واسه بابا و مامان و داداشت
---------------------------

یه روز یه تركه تو هواپیما تفنگو میذاره رو مخ خلبان و میگه:از همینجا صاف میری بندرعباس خلبانه میگه:حالا چرا بندرعباس؟ تركه:آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقی ببردم دوبی !
___________________________
ترکه رو به زور وادار به نماز خوندن می کنن. بعد می بینن نشسته داره همین جوری دعا می کنه. میرن گوش میدن می بینن میگه: خدایا اینا من و بزور وادار کردن به نماز خوندن، تو خودت قبول نکن
---------------------
ترکه بی هوا می آد تو خونه خفه میشه
-----------------------------

-------------------------
پلیس ترکه رو با دختر میگیره،می پرسه صیغه است یا عقدیه؟ترکه میگه هرزست نقدیه
--------------------

به ترکه می گن برو با اره برقی 1000تا درخت بکن می ره 996 تا می کنه خسته می شه می شینه .می گن چرا نشستی؟روشنش کن 4تا دیگه هم بکن .می گه : ا مگه روشنم می شه؟
----------------
از رشتیه میپرسن چه روزای با زنت حال میکنی میگه:همه روزا به جز پنجشنبه و جمعه ها!! میپرسن چرا؟ میگه: اووو.. پنجشنبه جمعه ها اینقدر سرش شلوغه که به خودم نمیرسه

 -----------------------------
رشتیه میره دكتر، میگه آقای دكتر من دیروز رفتم خانه
 دكتره میگه: خب؟ 

 هیچی قربان تو بشم، من یه چایی خوردم
  خب 

  دیدم خانم صدایی ازش نیست
 
یه چایی خوردم
 
دیدم لباسهای خانم وسط اتاق ولوه
 خب؟ 

 هیچ چی دكتر جان، خیلی شك كردم، یه چایی خوردم
خب؟
 

  خب به جمالت دكتر جان، آمدم دیدم خانم با یه آقای غریبه رو تخت خوابیدن
 تو چی كار كردی؟  

 من ولله خیلی عصبانی شدم، یه چایی خوردم
  بعد 

 بعد هیچی خانم با اون آقا كارشون وخیم شد 
تو چی كار كردی؟
 
 سر ضرب یه چایی خوردم
 
خوب؟
  جانم براتون بگه رفتم دیدم خانم با آقا داخل همدیگه شدن  

 خب عزیزم تو چیكار كردی؟ 
  خب دكتر جان بلافاصله آمدم خدمت شما ببینم این همه چایی كه من خوردم ضرر نداره؟!

-----------------------------

 توی شهر ببم جان مراسم افتتاح بوده. بزرگ شهر دولا میشه كه كلنگ اول رو بزنه، یه دفعه همه داد میزنن: دسته گل محمدی، چه قمبلی به هم زدی

-----------------------------
تركه دکتر می شه، به مریضش قرص می ده می گه: یکی قبل از خواب بخور، یکی قبل از بیدار شدن!

-----------------------------
 
به تركه میگن: یه میوه خوشمزه، آبدار و شیرین نام ببر، میگه: خیار! بهش میگن: خیار کجاش آبدار و شیرینه؟ حیف نون  میگه: با چایی شیرین بخور، نظرت عوض میشه

-----------------------------
حیف نون در خونه رو باز می کنه می بینه یه رشتیه سریع می دوه  بیرون . خلاصه دنبالش میکنه . مرده بدو رشتیه بدو . بالاخره سرکوچه گیرش میاره . یقه شو میگیره میگه : مرتیکه اومدی عشق و حالتو کردی .... دمپایی رو کجا می بری 

-----------------------------
غضنفر با ماشینش یه دختر سوار می کنه مآمورا جلوشو می گیرن می گن:خواهرم شما پیاده شو .... غضنفر با تعجب می گه :خواهر شماست؟!؟! وضعش خرابه ها...!

-----------------------------


روز قیامت میشه، یارو رو به خاطر كارهای خوبی كه كرده بوده، می‌اندازنش توی بهشت، یارو همینجور كه داشته توی بهشت قدم می‌زده، می‌رسه به یه تپه خیلی سرسبز، با حسرت آهی می‌كشه و میگه: كاشكی گوسفندامو آورده بودم!

-----------------------------
اخونده دختر پسر رو لب تو لب تو مسجد میبینه میره میگه مگه شما خانواده ندارین حیا ندارین دین ندارین ایمان ندارین پسره میگه چرا حاج اقا همه اینا رو داریم فقط خونه خالی نداریم

 -----------------------------
به تركه میگن سخت ترین كار دنیا چیه میگه پر كردن نمكدون، بهش میگن چرا؟ میگه آخه سوراخاش خیلی ریزه

 -----------------------------
یه آبادانیه وسط خیابون ایستاده بوده یه هو می بینه سیل داره همه جا رو می گیره . عینک ریبونشو در می آره می زاره رو دمپایی ابریش هل می ده رو آب می گه تو خودته نجات بده مو یه خاکی تو سروم می کونوم !

-----------------------------

دیوونه میره پیش دکترمیگه یه کتاب نوشتم به نام ((صدای پای اسب))دکترمی خونه میبینه 500 صفحه نوشته پیتیکو....پیتیکو.....پیتیکو

-----------------------------
به تركه میگن از چه راهی برای تنظیم خانواده استفاده میکنی؟؟؟ میگه در حیاط رو قفل میکنم

-----------------------------
غضنفر میفته داخل چاه داد میزنه کمک یه نفر طناب میندازه پایین غضنفر رو میکشه بالا میبینه مرده بعدا معلوم میشه طناب رو بسته دور گردنش

 

-----------------------------
غضنفر با كلید گوششو تمیز میكنه گردنش قفل میشه

-----------------------------
یه تركه رفت حج نه نماز می خوند . نه طواف میكرد نه ...
ازش پرسیدن چرا ؟
گفت به ما گفتن همه چیز با کاروانه

-----------------------------
 زنه تو آسانسور با تركه  تنها بوده لباساشو درمیاره میگه : فکر کن من زنتم.
تركه هم لباساشو درمیاره میگه : پس اینا رو هم بشور

-----------------------------
 غضنفر به زنش میگه بیا حرفای عاشقونه بزنیم . خانومش میگه اوكی اول تو شروع كن....... غضنفر

: داداشت خوبه عزیزم؟

-----------------------------
به تركه میگن: بابات به «رحمت ایزدی» پیوست! تركه میگه: «رحمت ایزدی» دیگه كیه؟ میگن: نه، منظورمون اینه كه «به دیار باقی شتافت»! میگه: «دیار باقی» كجاست؟ میگن: یعنی «دار فانی» رو وداع گفت! میگه: «دار فانی» دیگه چه‌جور داریه؟ میگن: یعنی «رخت از این دنیا بر بست»! میگه: منظورتون رو نمی‌فهمم! میگن: الاغ! بابای خرت مرد! میگه: خر من كه بابا نداشت

-----------------------------
تركه میره کلانتری و میگه: قربان، زنم گم شده!

افسره میگه: مشخصاتش رو بگو. تركه میگه: یعنی چی؟ 

افسره میگه: مثلا زن من 60 کیلو، قد بلند، موهاش طلایی.

تركه میگه: زن من رو ولش کن، بریم زن تو رو پیدا کنیم!

-----------------------------
 بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد...

همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد...

زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه...

همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود...

تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان ۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!...

بعد از چند لحظه تفکر ، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه

و ۱۰۰۰ دلار به زن پیتر میده و میره...

زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و به حمام برگشت...

پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود...

پیتر گفت: خوبه... چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!

 

-----------------------------
آبادانیه به رفیقش زنگ میزنه میگه : دیشب آبادان زلزله 10 ریشتری اومد

رفیقش میگه پس ابادان با خاک یکسان شد دیگه؟؟؟؟

آبادانیه میگه : نه ولک مگه بچه ها گذاشتن

-----------------------------
 تركه  همیشه در مسافرت‌های هوایی اصرار می‌کرد که در صندلی‌های عقب هواپیما بنشیند.

وقتی علت را از او پرسیدند جواب داد: «شما نمی‌دانید، اما اگر با دقت اخبار سانحه‌های هوایی را بشنوید 

، همیشه گفته می‌شود که سرنشینان هواپیما کشته شدند. هیچ وقت صحبتی از بقیه مسافران نبوده است.»

-----------------------------
 تركه به پسرش شک می کنه، بهش می گه: ها کن ببینم. پسرش ها می کنه. تركه می زنه تو گوشش می گه: کره خر! دختر بازی می کنی؟

-----------------------------
تركه از دوستش می پرسه: تو کجا به دنیا اومدی؟ دوستش می گه تو بیمارستان. تركه می گه: آخی! مریض بودی؟

-----------------------------



 


1دو نفر در طول مهمانی كنار هم نشسته بودند و یك كلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت یكی از آنها به دیگری گفت: پیشنهاد می‏كنم حالا در مورد موضوع دیگری سكوت كنیم!


به غضنفر گفتند: ۱۷ شهریور چه روزیه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!


غضنفر دو تا بلوك سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌كارش بهش میگه: تو كه فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو كولت؟! غضنفر میگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذیت می‌كرد!


غضنفر عقب عقب راه میرفته، ازش میپرسند: چرا اینجوری راه میری؟ میگه:آخه بچه‌ها میگن از پشت شبیه آلن دلونی!


به غضنفر میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه: ای بابا، كی میاد زنش رو بده به ما؟!


باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچه‌اش می‌گه برو کلاه منو بیار. بچه می‌گه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه می‌گه: اه...پس...نمی‌خواد بری بیاریش!


از یه امریكایی و یه آفریقایی و یه ایرانی می پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چیه؟آمریکایی می‌گه: کوپن چیه؟ آفریقایی می‌گه: گوشت چیه؟ ایرانیه می‌گه: نظر چیه؟!


غضنفر یه نفر رو تو خیابون دید و پرسید: شما علی پسر ممدآقا پاسبان نیستی كه توی ابهر سر كوچه چراغی مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشید! عوضی گرفتم.


مرد: بازهم كه پارچه خریدی؟ زن: می‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: این كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقیه‏اش هم برای خودم یه پیرهن می‏دوزم.


تركه عطسه كرد. بهش گفتند: عافیت باشه. گفت: یه بار دیگه زرت و پرت كنی می‏زنم پك و پوز تو خورد می‏كنم.


لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت میكرده،‌ آسفالت زیاد میاره،‌ سرعت گیر میذاره!


معلم: الفبای فارسی رو بگو ببینم. شاگرد: الف ? ب ? پ ? ت ? ث ? چهار ? پنج ? شش ? هفت... معلم: الفبای انگلیسی رو بگو ببینم. شاگرد: ا ? بی ? سی ? چهل ? پنجاه ? شصت ? هفتاد... معلم: الفبای یونانی رو بگو ببینم. شاگرد: آلفا ? بتا ? ستا ? چهارتا ? پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا یه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج ? پنج ? شش ? هفت...


تركه می‌رسه، می‌خورنش.


تركه چهار تا قالب صابون می‌خوره تا به مرز خودكفایی برسه!


تركه نبض بیمار را گرفت و گفت: نمی‌دانم مریض مرده یا ساعت من خوابیده!


در نیویورك خانم مستر اسمیت رفت پیش وكیل دادگستری و گفت: من می‌خوام از شوهرم طلاق بگیرم. وكیل گفت: بسیار خوب، مانعی ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهید تا ترتیب كارتان را بدهیم. خانم گفت: زكی! 500 دلار می‌گیرند كه او را بكشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟


تركه عینكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گیج رفت، نزدیك بود بیفته!


ببینم، داداش شما چیكاره است؟ راننده است، ?روی? ماشین بابام كار می‌كنه، داداش شما چطور؟ داداش من مكانیكه، ?زیر? ماشین مردم كار می‌كنه!


وقتی زنت خونه نیست چه كار می‌كنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت!




نوشته شده توسط مانی در یکشنبه 1389/02/19 و ساعت 01:19 بعد از ظهر
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ بوی ماه مهر
+ هدیه
+ .
+ تبریك
+ تبریک سال 90
+ عجایب اهرام ثلاثه مصر
+ شعر های جاده نشین
+ اسفند آخرین ماه سال
+ تبریک
+ کابوس

صفحات :